# عشق

To the place I was before

            1001 1002 1003 آسپرین جونم دیگه چیزی نمونده  داره تموم میشه داره تموم میشه ..                         93/11/5    My head grew heavy, and my sight grew dim
/ 1 نظر / 29 بازدید

حقیقت ، چیزی نیست که نوشته می شود بلکه آن چیزیست که سعی می شود پنهان بماند

  یه اسب چموش با پی یرسینگ نقره ای بغل خونمون پارک کرده بود، یه هفته سرگرمیم کلن   آسپرین ١/٨/٨٩ م.خ دارد لطفا اون جمله بالارو ... ادامه مطلب
/ 5 نظر / 23 بازدید