نفست را در سینه حبس کن به امید تمام شدن.

 

- وقتی از رستوران میای بیرون بر میگردی با دقت اسم رستورانو نگاه می کنی، یا خیلی خوشمزه بوده یا افتضاح، که بازم برگردی، یا دیگه گذرت از اونجا نیوفته به همین دلیله که هیچوقت فراموشت   نمی کنم عزیزم..

 

آسپرین با کمی تاخیر 30/7/88

/ 9 نظر / 14 بازدید
ساجده فاضلی

چقدر مطالب وبلاگتون کوتاه و بامزه اس سبز باشید[گل]

داستانک

یعنی خیلی بد بوده یا خوب این عزیز !!

امیر

سلم دوست عزیز. وبلاگ جالبی داری. من لینکت کردم اگه خواستی منو با اسم من و یار وفادارم لینک کن. به وب منم سر بزن خوشحال میشم نظرتو هم بگی[لبخند]

تبسم

[چشمک] عجب دل پری داری

امیر

سلام دوست عزيز خوبي؟ من و یار وفادارم به روز شد منتظر حضورگرمت هستم

زینب

حالا این فراموش نکردنه از چه جنسی هست؟ خوبه یا بده؟ امیدوارم که اونقدر خوب و شیرین باشه که نشه فراموشش کرد شاد باشی

تبسم

قبلنا شیطنتتون بیشتر بودا.. نگران می شم...حالتون خوبه؟

آسپرین

چه عاقل شدی مشدی!

مری مسیحا

مگه گربه ای که نزدیک ِ رستورانا پرسه میزنی ؟ [نیشخند]