چیزی از عشق نگفت ولی منظوری بجز عشق هم نداشت, احنمالا

 

-یه عمره که شیر آب سرد باز کردیم و منتظریم تا گرم بشه..

-زندگی مثه یه کاغذی که توی باد آتیش گرفته باشه میتونه یهو ناپدید بشه، خیلی باید مراقب همه چیز باشی

- چهل پنجاه روزی نبودم. کلا.. 

 

 

/ 6 نظر / 17 بازدید
علی مزمز

حالا شیر ببندیم ؟

when you feel lost and alone

زندگي خيلي كوتاه تر از اونيه كه بشه حسش كرد، قبل از اينكه بيايم بفهميم بايد زندگي كنيم تموم شده، مهم همون لحظات كوتاه و شيرينيه كه گاهي از ته دل خنديديم.... همون وقتا كه يه جاهايي تو وجودمون قلقلك عشق و محبت رو حس كرديم.... شايد اصلا واسه همين لحظات هستش كه به دنيا ميايم .... بقيش فقط براي به ياد موندني كردن اون ثانيه هاي شاد اتفاق ميوفته، كه اگه از سختيا و تاريكي هاش نباشه هيچي از قشنگياي زندگي تو ذهنمون باقي نميموه....

azi

شبیه پنچر شدن یه آمبولانس...

پنبه زن

از وقتی رییس شدی تحویل نمیگیری !