همیشه یه روزی هست که آخرین روزه..

 

خوب یادم هست (با همون لحن معروف) اواخر دبستان که بودم در اثر رفقای ناباب و ...کنجکاو شدم درمورد سیگار، که این دود سفید پای در بند چیه ؟! یه مغازه کوچیک نزدیک مدرسمون بود رفتم ازش سیگار بگیرم یارو پارچ آب یخ روم خالی کرد و گفت میام به مدیرتون اطلاع میدم که .. خلاصه در اولین قدم حسابی ناکام شدم بماند که بعدها الگوی مصرفمون تغییر کرد.. خلاصه چند روز قبل یه بچه احتمالا همسن و سال اونموقع من اومد مغازه یه دونه سیگار می خواست اونم گفت نخی نداریم بچهه یه کمی فکر کرد یه پاکت خرید..

کاش میشد دوباره بشینیم تو کافی شاپ و هی از پوچی این دنیا و .. بگیم و هی غر بزنیم و شکلات داغ فندقی بخوریم و .. راستی می دونی که زندگی هنوزم مثه یه هویجه

از ترکه میپرسن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کنه چیکار میکنی ؟ میگه میرم بالای درخت، میگن وسط دریا که درخت نیست، میگه مجبورم . میفهمی ؟ مجبورم..

حالا منم مجبورم. میفهمی ؟ مجبورم

/ 6 نظر / 25 بازدید
سلام

جالبه...[خنده]

مترمکعب

با موبایل دارم کامنت می ذارم چه حالی میده

super junior

[قهقهه]جک جالبی بود [خنده][خنده][خنده][قهقهه] 1 سر بیا و [راک] super junior [راک] رو ببین[هورا][هورا][هورا]

فروغ

نامه ی هفت خطی به خدا...خوشحال می شم نامه ی شما رو بخونم...http://aghili.blagfa.com هر کی رو دوست داشتی دعوت کن.

فروغ

تو به پوچی دنیا معتقد نیستی.می دونی که نیست لااقل برای تو نیست... ممنونم که قشنگ می نویسی و احساس های زیبا داری توی قلبت...خود واقعیت[لبخند] دوستت دارم آسپرین