آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

Sun felt numb, wouldn't it be fun
ساعت ٥:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱٤  کلمات کلیدی:

خاتمی از اين که فکر ميکنم ديگه نمی بينمت دلم ميگيره و هر چقدر هم که به خودم ميگم سر مارو شيره مالوندی بازم دلم تنگ ميشه . با وجود همه کتکايی که خوردم هنوز دلم تنگ ميشه. وقتی مقايسه ميکنم ..اصلا نميشه مقايسه کرد ..

ديگه نميای تو تلويزيون از آزادی در چاچوب نظام حرف بزنی ؟

هنوز طعم کتکايی که خورديمو زير دندونامون حس ميکنم

ميگه خرمون کردن ميگه با پنبه سرمونو بريدن ...

ولی من بازم دلم برات تنگ ميشه..

 

Sun felt numb, wouldn't it be fun