آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

till you eat the last of me
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱٩  کلمات کلیدی:

و خداوند ترافیک را آفرید تا یک ساعت و چهل و پنج دقیقه به امتحان دیر برسیم تا کامروا شویم

از وقتی که از زندگی قعطمون کردن شروع به نوشتن خاطراتم کردم یه چیزی شبیه (( نبرد من )) .فعلا فصل سوم هستم

 

خاطراتمان را از زندگی سانسور می کنیم

در آرشیو شخصی حبسشان می کنیم

و فقط گاهی وقتی که تنها شدیم سری به جزییات می زنیم

و ما زندگی کردن را نیز از زندگی سانسور می کنیم

till you eat the last of me