آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

لذت یک آسپرین بودن
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٤  کلمات کلیدی: آسپرین ، عشق ، بیگ بنگ

 

 

 

 

   هشت سال از تولد آسپرین گذشت،دقیقترش البته شونزدهم آبان بود ولی متاسفانه سالگردش تو این دنیا نبودمو یادم رفت براش تولد بگیرم .اون وقتا بیست و دو سالم بود..پیر شدیم دیگه حالا یه مختصری سر دلم ترش می کنه و زانوهام درد می کنه و گاهی هم چشام تار میبینه کمی هم گوشام گاهی البته خوب نمیشنفه که اطباء می گن عوارض پیری دیگه کاریش نمیشه کرد..

 

 

یه مطلبی نوشتم در مورد (یک آسپرین خوب بودن) و (آسپرین از آغاز تا پایان)،((عوامل سرنگونی آسپرین (بی کفایتی وخوشگذرانی پادشاهان،نداشتن جانشین پادشاهان، رفقای ناباب پادشاهان،ذغال خوب پادشاهان و ..)) که بزودی منتشرش میکنم،انتشار..

 

آسپرین ٨٩/٩/٢۶