آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

چیزی از عشق نگفت ولی منظوری بجز عشق هم نداشت, احنمالا

 

-یه عمره که شیر آب سرد باز کردیم و منتظریم تا گرم بشه..

-زندگی مثه یه کاغذی که توی باد آتیش گرفته باشه میتونه یهو ناپدید بشه، خیلی باید مراقب همه چیز باشی

- چهل پنجاه روزی نبودم. کلا.. 

 

 

+   asprin ; ٩:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/۳

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir