آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

but the memory remaines

 

-- با توجه به اين حرکت ملی که دوستان انجام دادند و حرکت ملی بسيار خوبی نيز هست آسپرين هم مطابق با سنوات گذشته و ( پی دوم ) اختلاف فاز به درخواستهای مکرر دوستان لبيک گفته و اقدام به انتشار ليست افتخارات خود نموده با اميد به اينکه اين حرکت ملی باعث رونق صنعت خاطره نويسی شود 

ظاهر شدن هاله ای از نور در بعضی از عکسهای خودم

اقدام به فرار مغزها و بعد از عدم موفقيت اقدام به خوابيدن مغزها

عاشق شدن با يه نگاه

نداشتن موبايل در دو سال گذشته

راي دادن به احمتي نژاد

خوندن كتابهاي فارسي از چب به راست و انگليسي از راست به چپ

كتك خوردن از 15 نفر در انتخابات خاتمي

حرف زدن در5 ماه و نيمي

35 ساعت سفر با پاي پياده

گرفتن 215 واحد و 12 ترم(۱۷ترم با تابستونا) و در نهايت ارائه به استاد براي گرفتن ليسانس فكستني

مشاهده سلطنت و عزل 5 مدير گروه در دوران تحصيل

داشتن معدل از 9.27 الي 17.67 و گرفتن لقب اعجوبه ابله

نگهداري هارد ديسك در يخچال بدليل اشكال فيزيكي ( فقط شبها )

رد صلاحيت از نامزدي شوراها

كسب انضباط 15 در پيش دانشگاهي

اميد به آينده كشور

عادي شدن جا موندن از پرواز

متولد سال خروس بودن از افتخارات مهمه منه

ديدن بازي پيام گچ مشهد و نساجي مازندران تو استاديوم تختي مشهد يادمه اون بازيو پيام 3-1 باخت گل تيم پيامو خداد عزيزي (پنالتي ) زد ..

نسبت فاميلي داشتن با شجريان

يك شب موندن تو دانشگاه

خواب موندن از جلسه كنكور ارشد

اخراج از كلاس از ابتدايي تا دانشگاه

كوبيدن گوله برف وسط تخته كلاس رياضيات گسسته

غرق شدن تو اسخر در 10 سالگی

خوندن همه کتابهای اسماعيل فصيح

نخوندن تهوع سارتر

از ترس آمپول٬ درد پر كردن يه دندون تقريبا به عصب رسيده رو تحمل كردم

اولين بار عاشق افسانه جون استاد آمادگيمون شدم ولي وقتي ديدم شوهر داره دچار مشكلات عاطفي شدم و نميدونم چيكار كردم كه گفت فردا حتما بايد با مادرت بياي آمادگي

احساس خوش صدايي شديد در بعضي مراسم معلوم الحال

كسب 117 كيلوگرم وزن و گفتن :آره فكر كنم يه كمي اضافه وزن پيدا كردم

يه بار راهنماي كه بودم توي صف صدام زدن و رفتم روی جايگاه و منو به عنوان بي نظم ترين دانش آموز مدرسه معرفي كردن منم با خوشحالي دستامو بردم بالا و بچه ها سوت زدن برام ..

اقدام به کم کردن ۱۷ کيلو در ۴۵ روز

طبخ ذرت مكزيكي ساعت 4 صبح خوردن پيتزا فقط با سس فرانسوي كه ادامه اين قسمت از افتخاراتو سانسور ميكنم ..

کسب آبله مرغون در ۲۴ سالگی

کسب ۴ روز تعطيلی پشت سر هم در ۲۵ سالگی

 

و يه مختصر افتخاراتی که تو پروندم قيد شده

 

 آسپرين

۸۵/۸/۱۱

 

 

Steal my heart and hold my tongue.
I feel my time, my time has come.
Let me in, unlock the door.
I've never felt this way before.

The wheels just keep on turning,
The drummer begins to drum,
I don't know which way I'm going,
I don't know which way I've come.

+   asprin ; ۳:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir