آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

Angel left wing, right wing, broken wing
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٩  کلمات کلیدی:

 

-- يه چند وقتی بود که داشتم فرار مغزها ميکردم که نشد خلاصه اگه يه روز ديدين يه مغزی داره فرار می کنه بدونيد که کسی نيست جز آسپرين

-- پاييز و زمستون و ماه رمضان امسال با هم اومدن اينجا هوا يه هو بس ناجوانمردانه سرد شد که مپرس هرچند که به قول دوستان سرما هم گرمای خاصی داره 

-- اين چند روز بارها رفتم و آرشيو آسپرين و خوندم اولين باری که تو آسپرين چيزی نوشتم ماه رمضان بود البته اون موقع ها (سال ۴۲) به آذرماه خورده بود .. يادش(يادم) به خير..

 خاطرتمان را از زندگی سانسور می کنيم

 در آرشيو شخصی حبسشان می کنيم

 و فقط گاهی وقتی که تنها شديم سری به جزييات می زنيم

 و ما زندگی کردن را نيز از زندگی سانسور می کنيم

-- پشت هر مرد ناموفق نيز يک زن ديده می شود ..

-- هر سال نميدونم چرا موقع ماه رمضون که ميشه يه مريضی سخت می گيرم پارسال آبله مرغون! امسال عفونت سينوس ها که فکر کنم تبديل شدن به کسينوس ديگه . خلاصه آسپرين به يه مو بنده زياد زور (ضور )‌ نزنيد لطفا..

-- به قول علی اصحابی آرزوهامو ازم نگير هرچی بخوای بهت می دم

-- هر اومدنی يه رفتنی داره ولی  هر رفتنی يه اومدنی نداره .

 

     آسپرين ۹/۷/۸۵

 

 I am my own parasite
I don't need a host to live
We feed off of each other
We can share our endorphins