آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

I miss how close we used to be

 

-- می دونی اصولا واقعيت وجود خارجی نداره و وجود خارجی هم اصولا واقعيت نداره

-- آه ای گلمنگوليای من٬ آخرين بار آسمان را در چشمان تو ديدم..

-- بات آم ستيل الايو

-- اصولا ايرانيها نصيحت کننده ترين ملتها هستند طوری که نانوايان و رئيس جمهورانش سخت اينکاره اند

-- لاگيدن از کافی نتی که طرح جدا سازی خواهران برادران در آن به خوبی انجام شده آسپرين جان را به ياد بهشت انداخته شديد به طوری که غم و غصه(قصه!)های خودش را به خوبی فراموش کرده است . 

-- روز جهانی ۰۶/۰۶/۰۶ را گرامی داشتيم (همون ۶۶۶ خودمون)

 

  آسپرين ۱۸/۰۳/۸۵

 



چه كسي خواهد ديد
مردنم را بي تو
گاه مي‌انديشم
خبر مرگ مرا با تو چه كس مي‌گويد

آن زمان كه خبر مرگ مرا ميشنوي
روي خندان تو را كاشكي ميديدم
شانه بالا زدنت را بي قيد
و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
و تكان دادن سر

چه كسي باور كرد
جنگل جان مرا
آتش چه عشقي خاكستر كرد؟

ميتواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را مي‌بخشی

 -------

در گذرگاه زمان خيمه شب بازي دهر


روزها ميگذرند

عشق هاميميرند

رنگها رنگ دگر ميگيرند

و فقط خاطره هاست

كه چه تلخ و شيرين

دست ناخورده به جاي مي مانند


زندگي شوق تمناي همين خاطره هاست

 

 

+   asprin ; ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۳/۱۸

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir