آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

he never leaves cause he's got bad luck
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٧  کلمات کلیدی:

 

-- می ميرد روزگار نيز ٬ با خاطراتش ( وانت )‌

-- فصل جفت گيری درختان فرا رسيده ٬ بشتابيد

-- آسپرين  

   ای گل ناز دنيا ٬

  افسوس که در روزی خوش اين گل ناز نيز زير خاک نازی خواهد رفت

  يا که چون ققنوسی از خاکستر آتش خود افروخته بيرون خواهد آمد

-- نه عزيز جان من هيچوقت حسرت چيزايی که ندارمو نمی خورم فقط حسرت  چيزايی که روزی داشتمو می خورم

-- دنبال چيزايی دارم ميگردم که حتی لای کتابها هم ديگه وجود ندارن

-- چرخ فرسوده تاريخ با صدايی دهشتناک می گردد

   بی رحم بايست

   نه٬ توام بچرخ روزی پايان کار تورا نيز خواهم ديد

 * شبی

** خوندن خوردن و آشاميدن آسپرين تا مدتی به شيرين کامان توصيه نميشه

 

 آسپرين ۷/۳/۸۵

 

It's not cold enough
Please put this side up
She is moving through

She is new, improved
Can we show our faces now
I'm not interesting
She's not turning green
Shameful as it seems
Can we show our faces now

In this clime
I am blind
Why can't I hear
Color blind
Speak a phrase
Instantly grow
I am blind
Waiting in line

Why am I shown