آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

yes she Is

 

 

دوستان بهم دلداری دادن که با توجه به شخصیتت شاید پنجاه سال بعد از رفتنش کم کم بتونی فراموشش کنی

   

  

- لامصب دختر نیست که ناخدای کشتی تایتانیکه همه چیزو با خودش برد پایین

 

آسپرین 28/1/94

  

پ ن : خب سه ماهش که گذشت ..

 

+   asprin ; ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٢۸

on a glory sky

 

شازده کوچولو:  آهای روباهه به نظرت من وابسته شدم ؟
روباهه: کمی از حال این روزهایت بگو
شازده کوچولو :
به یه عکس تکراری مدت ها خیره می شم و به لبخندش
روزی چن بار کامنتای وبلاگو چک می کنم
یه عالمه مطلب براش می نویسم و پاک می کنم
روزی هفت هشت بار وایبرشو چک می کنم ببینم آخرین بار کی آن بوده
وقتی دیدم اینستاش پری ویت شده محکم زدم تو پیشونیم
فیسبوکشم روزی دو سه باری سر میزنم ببینم چیزی برام نذاشته
تو یکی از کوچه های های نزدیک خونه هم چادر زدم بیشتر اونجام
.
.
روباهه میگه نه عزیزم تو وابسته نشدی، فقط به گا رفتی
میگن روباهه بعد از این ماجرا پیاده تا آندرومدا رفته الان نزدیکای m51 رسیده
 

 

 

 

 

آسپرین24/1/94

 

پ.ن: میگن وقتی شبا خوابت نمیبره ،یکی داره بهت فکر می کنه..

 

 

بال و پرم داد و

آسمانم نشد.

اینگونه

پرواز از خاطرم رفت..

 میم.ف

+   asprin ; ٥:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٢٤

آسپرین است دیگر گاهی متولد میشود

   

 

 

و امروز دقیقا روز جهانی بزرگداشت آسپرین این بزرگمرد تاریخ ،آن روح بزرگ ،آن ایستاده در کویر، آن قوی سپید در بند،آن یگانه منجی،سقراط زمان و چکیده احساسات ناب بشری می باشد،با تلاشهای اوست که عروق شما گشاد می شود و از انسداد قلبی نجات پیدا می کنید و می توانید گاهی نیمچه لبخندی بزنید و اوست که اگر نبود خب همه چیز بهتر بود..

هرچند سنتز آسپرین در مارس1899 و در یک آزمایشگاه آلمانی اتفاق افتاد ولی شواهد نسبتا زنده نشون میده که میلیون ها سال قبل از پیدایش نوع بشر ،آسپرین وجود داشته و از اون برای کاهش دردهای قلبی ، درمان ترک خوردگی های مزمن قلب و همچنین آبریزش شدید چشمی استفاده می کردند هرچند که گاهی خود باعث درد های شدید مغزی می شده است ..

 

آسپرین است دیگر

 

با نگاهی به این سی و سه سالی که گذشت و مرور خاطرات قبلی و جدید نگاه کردن به عکسهای بچگی آسپرین و بزرگتر شدنم و پیر شدن ،از دست دادن ها و فراموش نکردن ها و مرور آرشیو آسپرین و اینکه خیلی وقته دیگه دارم مینویسم تنها چند قطره اشکی مهمانم شدند و نسیمی بس ،پس خاموش ای آسپرین بچه کوچولو

 

آسپرین در حال فلش بک عمیق  و پک های عمیقتر94/1/10

 

 

 

     حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

                                            محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند

+   asprin ; ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۱٠

nothing else

 

 

درست مثل وقتی که با یه 10 اینچی برای اولین بار آندرومدا رو ببینی

بهش زل بزنی

لذت ببری

و یادت بیفته که دارین بهم نزدیک میشین

و یک روزی با هم برخورد می کنین

 

مثل حس داشتن یک فامیل نزدیک در زمانهایی دور..

 

 

آسپرین5/1/94

 

* پ ن :

آنچه دو روح را در غربت آسمان و زمین دردمند می سازد

و نیازمند و بی تاب یکدیگر می سازد دوست داشتن است

و من در نگاه تو ای خویشاوند قدیمی، و در ارتعاش پراضطراب سخن تو

دیدم که تبعیدی این زمینی

و اکنون من اینجا هرلحظه .....

 

و این زندگی من است..

 

*و تو می دانی که خیره شدن به یک عکس تکراری بارها و بارها چه حسی دارد؟

 

و چه زیبا گفته است یکی :

 

باید ستاره شده باشد

اویی که دیگر

در زمین نیست

+   asprin ; ٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٥

infuckincredible

 

 

 

گریه کردی ؟

نه

پس چته ؟

هیچی، تو چشم چیزی رفته

خب بذا فوتش کنم

پوووف

 

اِ... اِ آسپرین چرا اینطوری شدی ؟؟؟

اینکه داره خاموش میشه

یکی کمک کنه

هی... یکی اینجا کمک لازم داره

 بدنش داره سرد میشه

تنفس دهن به دهن بدین بهش

.

لنتی چه زود خاموش شد

.

.

تموم شد دیگه راحتش بذارین..

 ببین چه راحت خوابیده

صورتش چقدر معصومه..

 

آخیی

 

 

 

آسپرین 94/1/2

 

 

+   asprin ; ٤:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱/٢

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir