آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

There's no earthly way of knowing
ساعت ۳:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٦  کلمات کلیدی:

 

-- سعي كن به زندگي به چشم خواهري نگاه كنی

-- از بچگي بازي كردن و دوست داشتم ، حالا جدي تر دنبالش مي كنم

-- همه موجوداتي كه در آسپرين وجود دارند زاييده خيال مي باشند هر گونه تشابهي كاملا همي جوري مي باشد

-- فقط چشماتو ببند و دوباره اون فيلمو ببين

..

 آسپرين ۲۵/۳/۸۵

 

 

 

There's no earthly way of knowing
Which direction we are going
There's no knowing where we're going
Or which way the wind is blowing
Is it raining? Is it snowing

Is a hurricane a-blowing

Not a speck of light is showing
So the danger must be growing
Oh, the fires of hell are glowing
Is the grisly reaper mowing

..


Stop the boat


I miss how close we used to be
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱۸  کلمات کلیدی:

 

-- می دونی اصولا واقعيت وجود خارجی نداره و وجود خارجی هم اصولا واقعيت نداره

-- آه ای گلمنگوليای من٬ آخرين بار آسمان را در چشمان تو ديدم..

-- بات آم ستيل الايو

-- اصولا ايرانيها نصيحت کننده ترين ملتها هستند طوری که نانوايان و رئيس جمهورانش سخت اينکاره اند

-- لاگيدن از کافی نتی که طرح جدا سازی خواهران برادران در آن به خوبی انجام شده آسپرين جان را به ياد بهشت انداخته شديد به طوری که غم و غصه(قصه!)های خودش را به خوبی فراموش کرده است . 

-- روز جهانی ۰۶/۰۶/۰۶ را گرامی داشتيم (همون ۶۶۶ خودمون)

 

  آسپرين ۱۸/۰۳/۸۵

 



چه كسي خواهد ديد
مردنم را بي تو
گاه مي‌انديشم
خبر مرگ مرا با تو چه كس مي‌گويد

آن زمان كه خبر مرگ مرا ميشنوي
روي خندان تو را كاشكي ميديدم
شانه بالا زدنت را بي قيد
و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
و تكان دادن سر

چه كسي باور كرد
جنگل جان مرا
آتش چه عشقي خاكستر كرد؟

ميتواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را مي‌بخشی

 -------

در گذرگاه زمان خيمه شب بازي دهر


روزها ميگذرند

عشق هاميميرند

رنگها رنگ دگر ميگيرند

و فقط خاطره هاست

كه چه تلخ و شيرين

دست ناخورده به جاي مي مانند


زندگي شوق تمناي همين خاطره هاست

 

 


he never leaves cause he's got bad luck
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٧  کلمات کلیدی:

 

-- می ميرد روزگار نيز ٬ با خاطراتش ( وانت )‌

-- فصل جفت گيری درختان فرا رسيده ٬ بشتابيد

-- آسپرين  

   ای گل ناز دنيا ٬

  افسوس که در روزی خوش اين گل ناز نيز زير خاک نازی خواهد رفت

  يا که چون ققنوسی از خاکستر آتش خود افروخته بيرون خواهد آمد

-- نه عزيز جان من هيچوقت حسرت چيزايی که ندارمو نمی خورم فقط حسرت  چيزايی که روزی داشتمو می خورم

-- دنبال چيزايی دارم ميگردم که حتی لای کتابها هم ديگه وجود ندارن

-- چرخ فرسوده تاريخ با صدايی دهشتناک می گردد

   بی رحم بايست

   نه٬ توام بچرخ روزی پايان کار تورا نيز خواهم ديد

 * شبی

** خوندن خوردن و آشاميدن آسپرين تا مدتی به شيرين کامان توصيه نميشه

 

 آسپرين ۷/۳/۸۵

 

It's not cold enough
Please put this side up
She is moving through

She is new, improved
Can we show our faces now
I'm not interesting
She's not turning green
Shameful as it seems
Can we show our faces now

In this clime
I am blind
Why can't I hear
Color blind
Speak a phrase
Instantly grow
I am blind
Waiting in line

Why am I shown