آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

I AM ,but a little bit bit bit, shame
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۳٠  کلمات کلیدی:

به به عجب انتخاب ناززززززی!

شمع و گل وپروانه دیگه همه دور هم جمع شدن

ولی ..

این بهترین روش برای کشوندن همه مردم به انتخاباته حالا حتی کسایی که روزی تصورشو نمیکردن که یه روزی دوباره رای بدن و دور اول هم نرفته بودن حسابی تحریک میشن و رای میدن (حسابی) و هاشمی با 20 ملیون رای و چشمان اشکبار مردم که از پیروزی خوشحالن و آِِِی لاو یو هاشمی..

بسه دیگه .... بسسسسسه!

انشالا همه شهید میشیم یا جانباز یا مفقود دیگه

 

*عزيز جان هر روز مارو بردی پايين تر آخرشم حذفش کردی !

I AM ,but a little bit bit bit, shame


just find another host
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢٦  کلمات کلیدی:

- کابوس دیدم fTV هم در مورد رای دادن داشت صحبت می کرد..

 

- دادن يا ندادن مساله اين است

خلاصه اگه خواستين بدين اول خوب تحقيق کنيد وقتی که به يقين رسيدين که مرده عملِ بعدش پا پيش بذارين*

 

ميگن روزای انتخابات کار جنده ها**  کساد ميشه چون دست تو اين کار هم خيلی زياد ميشه 

 

 

 * بحث کاملا در مورد انتخبات و رای دادنه. برا اينکه وزن جمله زيبا بشه اين طوری شد

**‌جنده=‌ خود فروش . فاحشه . کسی که از راه غير متعارف پول در می آورد.

my tapeworm tells me what to do you 

 

 


i dont know how to fill the holes i keep
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢٤  کلمات کلیدی:

شاید سخت ترین کار دنیا اینه که آدم مجبور باشه یکی دیگه رو هم به آرزوهاش برسونه..

هیچی دیگه فعلا که زندگیمون کان لم یکن شده..

 

i dont know how to fill the holes i keep


till you eat the last of me
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱٩  کلمات کلیدی:

و خداوند ترافیک را آفرید تا یک ساعت و چهل و پنج دقیقه به امتحان دیر برسیم تا کامروا شویم

از وقتی که از زندگی قعطمون کردن شروع به نوشتن خاطراتم کردم یه چیزی شبیه (( نبرد من )) .فعلا فصل سوم هستم

 

خاطراتمان را از زندگی سانسور می کنیم

در آرشیو شخصی حبسشان می کنیم

و فقط گاهی وقتی که تنها شدیم سری به جزییات می زنیم

و ما زندگی کردن را نیز از زندگی سانسور می کنیم

till you eat the last of me


bitches never go to heaven
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱۸  کلمات کلیدی:

از همه دوستانی که تمایل دارند فردا به جای من امتحان انتقال حرارت بدن عاجزانه تقاضا دارم که شماره حسابشونو برام بفرستند تا شاید همگی با هم رستگار بشیم ٬ اگه دوره بعدی نامزد شدین بهتون رای ميدم . فقط پاس بشه

احمق میگه یه ذره مزه تترا کلرید کربن میده!


so removed
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱۳  کلمات کلیدی:

از پس قله های شهوت، افتخار را به احتزاز می کشيم

فرصتی موقت ، ازدواجی موقت تر و هوسی پايدار

روسپيانی که عاشقانه به زندگی مشغولند آنها هم روزی چند بار عاشق می شوند

چه عاشقانه از قله های عشق بالا می روند

فرصتی برای تصور عشق

بالشهايشان را در آغوش می گيرند 

 زمانی که عاشقان امروزشان اسمشان را نيز فراموش کرده اند

فاحشه های با شخصيت

دعاهايشان را می خوانند

و آسپرين را می خورند

در رويا هايشان 

و می خوابند

I remember the letter wrinkled in my hand

 

 

 

 

 

 


You still wonder if we made a big mistake
ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٩  کلمات کلیدی:

گل سرخ خيلی گرون شده  نمی شه ديگه زياد عاشق شد

دخترای خیلی باریک تو ماشینای خیلی بزرگ مثله ساندوچایی می مونن که نونش خیلی زیاده، همونقدر هیجان انگیز وهمونقدر بی مزه..

 

You still wonder if we made a big mistake


Empty spaces fill me up with holes
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٥  کلمات کلیدی:

 

از وفتی که مومن شدم فهمیدم که سخت ترین قسمت زندگی کردن غسل کردن آن خواهد بود

 

آشقانه پوچ می شویم

قلبهایمان لبریز از حس تکراریه پوچی

مغزها سرا سر منطق

وز وز کلاغها

سنگینی نگهاها به زنی خسته در کنار خیابان

احساس تلخ بی هویتی

همانقدر تلخ که همان قدر شیرین

و این است طعم گس زندگی ما..

و از این قفس رنگی دلمان ميگيرد گاهی

Empty spaces fill me up with holes

 


I am just a dreamer, but you are just a dream
ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٤  کلمات کلیدی:

 

من پير می شم و تو هر روز داری بزرگتر می شی يه روزيم تو پير می شی و من می ميرم

ديشب يه دختر لزبين که خيلی جوانمرد بود ديدم

دل از من برد و روی از من نهان کرد

خدا را با که اين بازی توان کرد

شب تنهاييم در قصد جان بود

خيالش لطف‌های بی‌کران کرد

چرا چون لاله خونين دل نباشم

که با ما نرگس او سرگران کرد

که را گويم که با اين درد جان سوز

طبيبم قصد جان ناتوان کرد

بدان سان سوخت چون شمعم که بر من

صراحی گريه و بربط فغان کرد

صبا گر چاره داری وقت وقت است

که درد اشتياقم قصد جان کرد

ميان مهربانان کی توان گفت

که يار ما چنين گفت و چنان کرد

عدو با جان حافظ آن نکردی

که تير چشم آن ابروکمان کرد

 

I am just a dreamer, but you are just a dream


Lead the way to my temptation
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢  کلمات کلیدی:

سرگرميه اين شبای من اين شده که چند تا بلاگو با هم باز می کنم وقتی که آهنگاشون با هم حسابی قاطی شد احساس رسيدن به ارگاسمی عجيب که از ورای آسمونها ميآيد  بهم دست ميده..  مخصوصا اين آهنگ لعنتی Tango lo evora که هر شب باهش بايد ياد سپيديها بيافتم..

 

همين الان گفتش:خوب بودن مهم نيست. مهم اينه که فقط خوب به نظر بيای آسپرين

 

Lead the way to my temptation