آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

its me with extra life

 

خيلي وقته، خنده هام چنگي به دل نميزنن
خيلي وقته،لحظه هام دچار بيزاري شدن
خيلي وقته گريه هام، آش دهن سوزي نيست
خيلي وقته، ماجراهام همه تکراري شدن

خيلي وقته، که تو هم، مثل همه اونا شدي
خيلي وقته، که من از خودِ خودَم جدا شدم
خيلي وقته که تو رفتي و شُدي مثل همه
خيلي وقته که من َم ، شبيه آدما شدم

خيلي وقته ، نشده همونجوري مثل قديم
وقتي که تنها ميشم، به زير آواز بزنم !
خيلي وقته که دارم ترانه هامو ميفروشم
خيلي وقته نشده واسه دلم ساز بزن


خيلي وقته که يه شاعر ، شعر تازه اي نخونده 
خيلي وقته که دل من،پاي پيموني نمونده 
خيلي وقته که صدايي ، تنمو جادو نکرده
خيلي وقته که نگاهي، سر تا پام رو نسوزونده ....


خيلي وقته، دل شاهزاده شهر قصه هام 
به دل دخترک عاشق شهر ، را نداره
مدتي هست که پرنسس کتاب قصه مون
با نگاهش، نميتونه تو رو يادم بياره

تو که اون وسوسه و خيال هر شبم بودي 
خيلي وقته، هوس عشق تو رفته از سََرَم
خيلي وقته که صداي ساز من در نمياد 
خيلي وقته که با خلوتِ خودم، همسفرم

خيلي وقته، نزدم من زير خنده ، الکي!
مدتي هست که گرفتار غمِ دل نشدم   
خيلي وقته که به ظاهر خودمو خر ميکنم
 آدما آي آدما ، من کمي عاقل نشدم ؟!

ارديبهشت ۸۳

 

--------------

با احترام به کپی رايت و حقوق مولفين اين شعرو کپی پست کردم . متاسفم که کپی رايت به فاک رفت.

+   asprin ; ٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٢/٢٥

Another way

سیگاری بر لب
سرودی در مغز
غمی بزرگ در دل
و دوباره خواهم سرود از برایش
تا  حس کنید که تاریخ هم می تواند به سر آید.

و سیگار را در دستم خاموش می کنم و به راهم ادامه خوام داد..

 

+   asprin ; ٩:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٢/۱٩

life goes on even without asprin

....و اينک در آرامش زندگی را به فراموشی ميسپارم و مرگ نيز به آرامی به استقبالم می آيد

 و من در تنهايی می گويم بدرود.

+   asprin ; ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٢/۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir