آسپرین

زندگی،عشق، آسپرین و دیگر هیچ..

Pull the tapeworm out of your ass, HEY
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٤  کلمات کلیدی:

ناخود آگاه ياد اين جمله معروف افتادم

آدما مثله کتابن از رو بعضياشون بايد مشق نوشت    و از روی بعضيا بايد جريمه نوشت

بعضی از آدمارو بايد چند بار خوند تا معنيشونو بفهميی

و بعضی از آدمارو بايد نخوندو انداخت دور..

 

اينم چند تا نقاشی از آسپرين بچه (۱۰۰ ميلی گرم) هنوز..      

 

 

 

 


I remember hating you for loving me
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۳  کلمات کلیدی:

يه چيزی کمه
يه چيزی که دقيقا نمی دونم چيه
فقط جای خاليشو حس میکنم
زياد ِ زياد

گفتم يه چيزی٬  نه کسی، احمق..

 

 ..I remember hating you for loving me